دانش آموزان سرخ پوست مدرسه راهنمایی مرکزی اسپرینگ دال، در ایالت آرکانزاس آمریکا، نامه ای به حضور امام خمینی (ره) می نویسند و با ارسال یک جفت جوراب به عنوان هدیه از طرف دانش آموزان مدرسه، از امام می خواهند که یک شی شخصی خود را هر چند یک جوراب کهنه باشد به عنوان یادبود برای آنان ارسال دارد.امام همراه جواب نامه یک جلد کتاب برای آنان می فرستد که نشان دهنده تعالی و ترقی انسان در مطالعه کتاب است نه در نگهداری یک لباس کهنه اما پاسخ امام:
بسم الله الرحمن الرحیم
فرزندان عزیز خوب مدرسه اسپرینگ دال ایالت ارکانزاس آمریکا
نامه محبت آمیز و هدیه ارزشمند شما عزیزان را دریافت نمودم. من می دانم که سرخ پوستان و سیاه پوستان در فشار و زحمت هستند. در تعلیمات اسلام فرقی بین سفید و سرخ و سیاه نیست، آنچه انسانها را از یکدیگر امتیاز می دهد، تقوا و اخلاق نیک و اعمال نیک است. از خداوند بزرگ می خواهم شما فرزندان عزیز را موفق کند و به راه راست هدایت فرماید. یک جزوه از کلمات نصیحت آموز پیامبر بزرگ اسلام را که برای کودکان ایران هدیه داده اند برای شما عزیزان می فرستم و به شما دعای خیر می کنم. امید است در ارزش های انسانی موفق باشید.
در جهان کنونی رسانه ها به ابزاری مهم و تاثیر گذار در راستای جنگ نرم (Soft War ) و عملیات روانی تبدیل شده اند، که از آن با عنوان جنگ رسانه ای (Media War) یاد می شود. جنگ رسانه ای استفاده از رسانه ها برای تضعیف کشور هدف و بهره گیری از توان و ظرفیت رسانه ها به منظور دفاع از منافع ملی است.امروزه دیگر پیروزی در میدان جنگ بیش از شکست دادن دشمن در صحنه نبرد، به هدایت افکار عمومی نیروهای خودی و نیروهای بین المللی وابسته است.
انیمیشن و برنامه های عروسکی یکی از قالب های رسانه ای هنری است که به منظور تاثیر گذاری دولت های سلطه گر بر قشر کودک و نوجوان مورد توجه خاص قرار گرفته است.
رژیم غاصب صهیونیستی به دلیل دارا بودن امکانات فراوان رسانهای و سلطه بر بسیاری از خبرگزاریهای بین المللی، شبکه های تلویزیونی ماهوارهای، شبکههای رادیویی وسایت های اینترنتی از قدرت بالایی در زمینه جنگ رسانهای برخوردار است. اما در عین این قدرت بزرگ رسانه ای نبست به کوچکترین اقدامات رسانهای از سوی کشورهای اسلامی واکنش نشان میدهد، حاکمان صهیونیست معتقدند که ساخته شدن فیلمها یا بازیهای رایانهای که کودکان و نوجوانان را به مقاومت بیشتر در برابر این رژیم ترغیب میکند می توان شدیدا به پیش برد اهداف صهیونیستها لطمه بزند.
مجموعه «کودک و اشغاگر» که توسط شبکه سحر جمهوری اسلامی ایران ساخته شده یکی از این مصادیق است. این مجموعه علاوه بر شبکه سحر از شبکه دوم سیما، شبکه خبر و برخی شبکه های تلویزیونی ترکیه و سوریه نیز پخش شده و طی مراسمی با عنوان “غنچه های مقاومت” به کودکان غزه اهدا شد و به گفته ابواسامه عبدالمعطی، نماینده دولت قانونی حماس در تهران، این انیمیشن به زودی از شبکه های الاقصی و القدس هم پخش خواهد شد.
«کودک و اشغالگر» یک مجموعه انیمیشن سه بعدی رایانه ای است که سه کاراکتر اصلی این انیمیشن را یک برادر و خواهر خردسال فلسطینی و یک نظامی رژیم صهیونیستی تشکیل میدهند. داستان هر قسمت از این مجموعه تصویرگر ماجراهای درگیری بین دو طرف فلسطینی و صهیونیستی است. در هر قسمت از این انیمیشن که در زمانهای ۵/۱ الی ۳ دقیقه ای تولید شده، ابتدا سرباز رژیم صهیونیستی شروع به طرح و توطئه برای آزار بچه ها میکند. بچه ها به خاطر روح لطیف و عاطفه کودکانه شان توقع آزار و اذیت از سوی یک فرد بزرگسال را ندارند، ولی دسیسه ها و اقدامات خبیثانه سرباز آنها را مجبور میکند تا در مقابله با اذیت های او وارد عمل شوند. در انتها این سرباز است که با نقشه هوشمندانه کودکان فلسطینی و درس عبرتی که به او میدهند، مضمحل می شود و خوار و ذلیل از صحنه بیرون میرود. همچنین واحد ۱۳۶ ارتش آمریکا که اقدامات تبلیغی و اطلاع رسانی نیروهای مارین و تفنگداران دریایی آمریکا را برعهده دارد، نسبت به پخش کارتونهای ایرانی در عراق ابراز نگرانی کرده و خواستار توقف پخش این کارتونها شده است. آنها معتقدند که پخش این کارتونها، فرهنگ و اندیشههای ایرانی را که در تضاد کامل با سیاستهای آمریکاست به نسل کودک و نوجوان عراق منتقل میکند. پخش کارتونهای ایرانی ماند داستانهای کهن و نیز انیمیشنهایی با محوریت زندگی و روایاتی از ائمه (ع) با استقبال مردم و نوجوانان عراقی روبرو شده است. ستاد فرماندهی ارتش آمریکا در عراق معتقد است این برنامهها به گونهای ترجمه میشوند که اهداف فرهنگی را در لابه های سیاسی به عراقیها تحمیل میکنند.
یکی از اقدامات مهم فلسطینیان در این راستا که با واکنش شدیدی از طرف صهیونیستها مواجه شده، پخش برنامهای از شبکه الاقصی وابسته به دولت قانونی حماس است.
این برنامه با عنوان « پرچمداران فردا » یا «پیشگامان فردا» (« رواد الغد » « The Pioneers of Tomorrow » ) از آوریل ۲۰۰۷ م از شبکه الاقصی برای کودکان و نوجوانان ۹ تا ۱۳ سال پخش میشود، که مجری آن دختری محجبه به نام «سارا برهوم» « Saraa Barhoum » است و موضوعات عمده این برنامه درباره اسلام، جهاد، شهادت و نیز مطالب ضد آمریکایی و ضد صهیونیستی به زبان کودکان است.
علل مقاومت در برابر ظهور
خرداد ۲م, ۱۳۸۸
در زمان ظهور حضرت مهدی(ع) عدهای با او موافق و گروهی با او مخالف هستند. در میان مخالفان برخی پیش از ظهور با او دشمن بوده و بعضی پس از خروج و قیام او، در برابرش میایستند؛ این دسته در زمان غیبت حضرت جزء موافقان و دوستداران و شیعیان او به شمار می آیند ولی پس از آنکه ولی عصر(ع) نقاب غیبت کبرا از رخ برکشید، به علل و عواملی او را نپذیرفته و بدتر در مقابل او صفآرایی میکنند.
یکی از پرمخاطرهترین مراحل برای علاقهمندان و شیعیان صاحبالامر(ع)، زمان و عصر ظهور حضرت(ع) است. زیرا عدم آشنایی به روش خاص و جدید حضرت ولی عصر(ع) در ارائة اسلام از سویی و نیز نوع برخورد با باطل و شدت و سختگیری امام از سوی دیگر؛ آزمایش بزرگی است که اگر کسی در آن دچار تزلزل شود، ممکن است اصل مسئله را نفی و انکار نماید. به نظر میرسد اینکه ائمه(ع) به برگشت برخی از مؤمنان از امام زمان(ع) و اقبال و رویآوری غیر مؤمنان به ایشان در عصر ظهور خبر دادهاند ـ در بعضی موارد آن ـ ریشه در همین تحیر و شک و تردید ـ که منشأ آن عدم اطلاع و آگاهی از روش حضرت مهدی(ع) در زمان ظهور است ـ دارد، از جمله حدیث قابل تدبّر ذیل: «عبدالحمید میگوید: کسی که از امام صادق(ع) شنیده بود به من خبر داد که، حضرت فرمود: هنگامی که قائم(ع) خروج میکند، خارج میشود از این امر [از اسلام یا تشیع یا ایمان یا حداقل از قبول امام زمان(ع)] کسی که خویش را از اهل حضرت میدید [و فکر میکرد از یاران و از معتقدان راسخ به امام زمان(ع) است] و داخل میشود در این امر [یعنی در تبعیت از امام زمان و ولایت او] کسی که مانند آفتابپرست و ماهپرست است…».۱
از این روایت اسرار دیگری را نیز دربارة عصر ظهور میتوان دریافت ولی حداقل یکی از اسرار این برگشت و آن روی آوری، روش خاص و جدید حضرت در ارائة اسلام و برخورد با اهل باطل است که متحیران، مضطربان و متزلزلان را از حضرت برمیگرداند.
به بیان دیگر، در زمان ظهور حضرت مهدی(ع) عدهای با او موافق و گروهی با او مخالف هستند. در میان مخالفان برخی پیش از ظهور با او دشمن بوده و بعضی پس از خروج و قیام او، در برابرش میایستند؛ این دسته در زمان غیبت حضرت جزء موافقان و دوستداران و شیعیان او به شمار می آیند ولی پس از آنکه ولی عصر(ع) نقاب غیبت کبرا از رخ برکشید، به علل و عواملی او را نپذیرفته و بدتر در مقابل او صفآرایی میکنند.
شمارش تمامی عوامل روگردانی این گروه از حضرت در زمان غیبت در این مختصر نمیگنجد، از این رو به مهمترین آنها اشاره میشود.
۱٫ ارائة اسلام جدید
در زیارات خطاب به امام زمان(ع) گفته میشود: «السلام علی الحقّ الجدید؛۲ درود بر حقّ جدید» این فراز اشاره به این حقیقت دارد که حضرت با ظهور خویش روش جدیدی در ارائة اسلام فرا روی انسانها قرار میدهد؛ این بدان معنا نیست که ایشان اسلام را عوض میکند؛ بلکه مقصود آن است که اسلام را تجدید میکند و به آن حیات دوباره میبخشد، چرا؟ چون در عصر غیبت، اسلام حقیقی و ناب به مردم ارائه نشده و تحریفها، کژرویها، کژاندیشیها و بدعتها چهرة اصلی و واقعی آن را مستور ساخته است. اکنون نیز همة ما شاهدیم که در بسیاری از ممالک اسلامی به نام دولت اسلامی و حاکمیت اسلام چگونه این دین به شکل وارونه و نادرست به مردم ارائه میشود. بسیار دیگری نیز هستند که برداشت صحیحی از آموزههای اسلام نداشته، براساس بافت فکری خویش تلقی خاصی از اسلام دارند. این دو گروه در مواجهه با امام زمان(ع) که روشش، ارائة صحیح اسلام و حاکمیت اسلام ناب در دنیاست، چگونه برخورد خواهند کرد؟! عدهای از اینان نه تنها خود حضرت را قبول نمیکنند بلکه در برابر دعوت و قیام او برای احقاق حق و نفی باطل قیام مینمایند. اگر آدمی در حقانیت و حق بودن حضرت شک و تردید نداشته باشد، به تبعیت از حضرت، روش و تلقی ناصحیح خویش را به کناری افکنده، سیرة حضرت را در ارائة اسلام میپذیرد و به آن تن میدهد. امّا اگر متزلزل بود نه تنها دعوت حضرت را ردّ میکند بلکه نعوذبالله در برابر او میایستد.
این مسئله علاوه بر آنکه آزمایش بزرگی برای مسلمانان است، برای حضرت نیز کار را مشکل میکند. براساس روایات کار امام زمان(ع) در عصر ظهور بسیار دشوار است و حتی سختتر از عصر رسول خدا(ص). زیرا رسول اکرم(ص) با یک عده جاهل بتپرست یا مشرک روبرو بود ولی حضرت مهدی(ع) با مسلمانانی روبرو خواهد شد که با او با قرآن و تأویل آن و تفسیر به رأی و تحلیلهای ناروا مقابله میکنند. در دو روایت ذیل تأمل کنیم:
الف) روایت اوّل: فضیل بن یسار میگوید، شنیدم امام صادق(ع) میفرمود: «حقیقت آن است هنگامی که قائم ما قیام کند، با مردمی روبرو میشود که از نظر نادانی، جاهلتر از مردمی هستند که رسول خدا(ص) با ایشان روبرو شد»، [فضیل بن یسار میگوید] پس گفتم: این تشابه چگونه است؟! حضرت فرمود: «رسول خدا(ص) به سوی مردم آمد در حالی که آنها سنگهای کوچک و بزرگ، درختان خرما و چوبهای ساخته شده [به دست خویش] را میپرستیدند و حقیقت آن است که قائم ما هنگامی که قیام میکند به سوی مردم میآید در حالی که مردم، کتاب خدا را علیه او تفسیر کرده، در مخالفت با او به قرآن استدلال میکنند». سپس حضرت فرمود: «سوگند به خدا، آگاه باشید هر آینه عدل حضرت قائم در خانههای آنان [و کسانی که با قرآن به مخالفت با حضرت برخاستهاند] میرود چنانکه گرما و سرما به درون خانههاشان میرود».۳
باید توجه داشت که برخی از مخالفان حضرت از روی جاهطلبی و حبّ ریاست به تأویل آیات قرآن دست میزنند و گروهی به جهت برداشت غلط و ناصحیح خویش از آیات قرآن؛ سخن ما در این مقطع ناظر به گروه دوم است.
ب) روایت دوم: محمد بن ابیحمزه از برخی اصحاب از امام صادق(ع) نقل کرده، شنیدم امام صادق(ع) فرمود: «حضرت قائم(ع) در جنگهایش با چیزی مواجه میشود که رسول خدا(ص) مواجه نشد. حقیقت آن است که رسول خدا(ص) به سوی مردم آمد در حالی که آنها سنگهای شکافته شده و چوبهای ساخته شده را میپرستیدند و به درستی که قائم(ع) [هنگامی که ظهور میفرماید] علیه او خروج میکنند، سپس قرآن را علیه او تأویل میکنند و علیه او جنگ میکنند».۴
این حدیث نیز به روشنی حکایتگر این حقیقت است که کسانی تفسیر ناب و صحیح اسلام را از ناحیة امام زمان(ع) برنمیتابند و ارائه اسلام و حق به شکل نوین آن برایشان سخت و سنگین است، از این رو با او به مقابله برخاسته، حتی با وی به جنگ میپردازند.
۲٫ مبارزة سخت با باطل
بنابر منابع اصیل اسلامی امام زمان(ع) مظهر اسم «منتقم» خداوند متعال است. یعنی انتقام حضرت حق از طریق وجود ولیعصر(ع) پیاده خواهد شد. همة انبیاء و امامان(ع) در جای خود مظهری از اسماء الهی بودهاند ولی اسم «منتقم» حق تا به حال در هیچ داعیهای ظهور نکرده است. انبیا، اوصیا و ائمه(ع) بیشتر مظهر نامهای «هادی»، «رئوف»، «رحیم» و «عفوّ» خداوند متعال بودهاند. خداوند منان چنین خواسته است تا اسم «منتقم»اش توسط بقیـ[الله(ع) در دنیا جلوهگر شود. آن حضرت علاوه بر پیاده کردن حق، مظهریّتی برای انتقام حق در دنیا نیز خواهد داشت.
تجلی «انتقام» حق بدین معنی است که به رغم ارسال رسل و ابلاغ کتب و تبلیغ اوصیاء و هدایتگری هادیان راستین، نوع انسانها به سوی طغیان، سرکشی و مخالفت پیش رفتهاند. با توجه به اینکه خداوند وعیدهایی در زمینة عذاب دنیوی طاغیان، ظالمان و فاجران داده است، در مقطعی از زمان که ستمگری ستمکاران و گناهکاری گناهکاران و ناسپاسی ناسپاسان و کژروی کژروان و فساد فسادگران به اوج خود رسد در حدّی که آه مظلومان و دینداران و دینخواهان به سوی آسمان رود، غضب حق در انتقام و تحقق عذاب دنیوی جلوه میکند، انسان نتیجة طغیان و نافرمانی خویش را در دنیا خواهد دید.
این تحقق غضب الهی و جلوهگری انتقام حق از نوع بشر، توسط حضرت صاحب(ع) خواهد بود، از اینرو با ظهور حضرت ـ که روز ظهور وعیدهای دنیوی الهی در خصوص زیانکاران است ـ مبارزة سختی درمیگیرد و آن حضرت از کشتن مخالفان، معاندان و کسانی که مانع تحقق توحید در زمین هستند هیچ ابایی ندارد و آنقدر ستمگران و زیانکاران را میکشد و از میان میبرد تا مایة فساد و طغیان از روی زمین ریشهکن شود.
واضح است با شروع چنین مبارزة سهمگین، شدید و سختی، عدهای به دلیل شیوة عملی حضرت نسبت به مخالفان، دچار شک و تردید شده، حقانیت حضرت را رد نموده، بدتر از آن، در برابر او بایستند. به بیان دیگر، مبارزة سخت حضرت با باطل و شیوة مقابلة وی موجب میشود عدهای در شک و تردید بغلطند و از حضرت برگشته و به ردّ و مخالفت با او بپردازند. آنان اگر از ثبات عقیدتی و عملی برخوردار بودند، هیچگاه با روش و سیرة حضرت در مواجهه با باطل متزلزل نمیشدند، زیرا بر این باور بودند که روز ظهور قیام امام زمان(ع) روز ظهور «انتقام» حق و غضب الهی است و این اسم اعظم توسط ولیعصر(ع) در دنیا جلوهگر میشود.
دربارة شدت قوت برخورد امام زمان(ع) با مخالفان و اهل باطل، روایات فروانی وجود دارد که برای تدبّر، تأمل و درسآموزی بیشتر به تعدادی از آنها اشاره میشود:
۱٫ زراره میگوید، از امام باقر(ع) پرسیدم: آیا [قائم(ع)] به سیره و روش حضرت محمد(ص) سیر میکند؟ حضرت فرمود: «هرگز، هرگز، ای زراره حضرت قائم با روش رسول اکرم(ص) پیش نمیرود». گفتم: فدایت شوم، چرا؟ فرمود: «زیرا رسول خدا(ص) با ملایمت، الفت و مهربانی با مردم پیش میآمد و قائم با کشتن پیش میرود و در کتابی که با اوست، امر شده است تا با مقاتله و کشتار پیش رود و توبة [ظاهری] کسی را هم قبول نکند…».۵
رسول اکرم(ص) حتی توبة ظاهری توبهکنندگان را پذیرفت و آنان را رد نکرد. پیامبر اسلام(ص) به خوبی میدانست که ابوسفیان توبة حقیقی و واقعی نکرده است ولی در عین حال توبة ظاهری او را پذیرفت، چون بنابر رأفت، رحمت و گذشت بود و رسول خدا با چنین روشی با مخالفان برخورد میفرمود. امّا حضرت حجت(ع)، توبة متظاهران را نمیپذیرد؛ زیرا وی مظهر «انتقام» حق است و باید دسیسهبازان، دروغگویان و اغواگران را مجازات نماید. او باید عدل را در جامعه مستقر سازد و با وجود مدّعیان توبه، جامعه روی عدالت را نخواهد دید، زیرا اکنون به ظاهر توبه میکنند و فردا از توبة خود دست میشویند و دوباره دغلکاری و شیطنت را آغاز میکنند.
در واقع حضرت صاحب(ع) به خلاف انبیا و ائمة گذشته در این خصوص به علم غیب خویش، به اذن خداوند عمل میکند. پیامبر اسلام و ائمة دیگر نیز با توجه به علم غیب خویش، دروغگو و صادق را از هم به خوبی تشخیص میدادند ولی سیره و روششان آن بود که در برخوردها به علم غیب خویش عمل نکنند؛ امّا حضرت مهدی(ع) به اذن خداوند متعال به علم غیب خویش تمسّک میجوید و با دیدن چهره و قیافة مجرمان از نیات شوم و عمل دروغین آنان باخبر گشته، علاوه بر عدم پذیرش توبه ظاهریشان، آنان را مجازات نیز مینماید؛ چنانکه امام صادق(ع) در حدیث ذیل به خوبی این حقیقت را بازگفته است:
ابوبصیر میگوید، از امام صادق(ع) در خصوص تفسیر و معنی آیه «یعرف المجرمون بسیماهم؛۶ مجرمان به چهرههایشان شناخته میشوند» پرسش نمودم، حضرت فرمود: «خدا ایشان را میشناسد ولکن این آیه دربارة حضرت قائم(ع) نازل شده است که مجرمان را به چهره و سیمای ظاهریشان میشناسد، پس او و اصحابش مجرمان را با شمشیر سخت میزنند و از میان میبرند».۷
در این حدیث یکی از معانی آیة «یعرف المجرمون بسیماهم» شناخت حضرت مهدی از چهرة ظاهری مجرمان دانسته شده و این نکته نیز مورد تأکید است که ولیعصر(ع) در مواجهه با مجرمان با شدت برخورد کرده، او و یارانش آنان را از میان میبرند. به هر روی باید این به حقیقت توجه داشت که روش «بقیـ[الله» با روش ائمه و انبیای دیگر متفاوت است. آن آیت عظما، مأموریت خاصّی دارد و حساب خاص. در عین آنکه اسلام و حق را پیاده میسازد، ولی در سیره و روش، با معصومان دیگر متفاوت است و از اینرو دارای فضیلت ویژهای است که شخصیتی مانند امام صادق(ع) میفرماید: «اگر او را درک میکردم همة دوران حیات و زندگی خویش را به او خدمت مینمودم». ۸
۲٫ عبدالله بن عطا میگوید از امام باقر(ع) پرسیدم، هنگامی که قائم(ع) قیام میفرماید به کدام روش در میان مردم پیش میرود؟ حضرت فرمود: «آنچه را قبل از او رایج بوده است از میان میبرد [و کنار میگذارد] چنانکه رسول خدا(ص) چنین کرد و اسلام را به صورت جدید استیناف میکند [یعنی اسلام را به همان صورت ناب و اصیلی که داشته عرضه میفرماید]».۹
۳٫ ابوبصیر میگوید، امام باقر(ع) فرمود: «حضرت قائم به امر جدید و کتاب جدید و حکم جدید۱۰ که بر عرب سخت است، قیام میفرماید و شأنش جز شمشیر نمیباشد و توبة [ظاهری] کسی را نمیپذیرد [و در این روش و سیرة خویش] سرزنش سرزنشکنندگان او را از اجرای احکام الهی باز نمیدارد».۱۱
۴٫ محمد بن مسلم میگوید، از امام باقر(ع) شنیدم که میفرمود: «اگر مردم میدانستند که حضرت قائم هنگام خروج و ظهور چه خواهد کرد، بیشترشان دوست داشتند که او را نبینند، به خاطر کثرت کشتار انسانها». آگاه شوید که آن حضرت از [گروهی] آغاز نمیکند مگر قریش، پس از ایشان نمیستاند مگر شمشیر را و به ایشان نمیدهد مگر شمشیر را [یعنی با ایشان به شدت میجنگد]؛ [این مقاتله و کشتار توسط حضرت به حدی است که] حتی بسیاری از مردم [به دلیل عدم ثبات عقیدتی و عملی و تزلزل و تردید در سیرة حضرت ولیعصر(ع)] میگویند: این مرد [یعنی مهدی(ع)] از آل محمد نیست، زیرا اگر از آل محمد بود ]همچون رسول اکرم(ص)] به مخالفان رحم میکرد».۱۲
ناگفته نماند که اوّلاً، سختگیریهای خاصّ حضرت در ابتدای ظهور، جهت از میان بردن اهل باطل است، امّا پس از آن، وضعیت چه از نظر معنوی و معرفتی و چه از حیث امکانات مادی، آسایش، امنیّت و عدالت ارتقا مییابد.۱۳
ثانیاً، با توجه به قرائن و شواهد موجود در روایات، عدم پذیرش توبة ظاهری مخالفان از سوی حضرت ولیعصر(ع) ناظر به گناهان شخصی و توبه در امور فردی نیست، بلکه براساس فلسفة قیام حضرت، مقصود مفسدان اجتماعیاند که با مخالفت و عناد خویش جامعه را از مسیر توحید و انسانیت منحرف میسازند و در برخورد با مهدی(ع) میخواهند پشت نقاب توبة ظاهری، خویش را مخفی ساخته و در زمان مناسب فساد و اغواگری و انحراف را در جامعه ترویج کنند.
امّا از آنجا که در زمان حضرت، بنا بر حاکمیت توحید است، دیگر به این گروه مهلت داده نمیشود و توبة دروغینشان مقبول نمیافتد.
۳٫ راحتطلبی و عافیتگرایی
از علل دیگری که موجب میشود مؤمنانی که به حضرت اعتقاد دارند، پس از عصر ظهور، حضرت را قبول نکنند بلکه در برابر او بایستند، راحتطلبی و عافیتگرایی است که متأسفانه انسانها به آن عادت داشته و معمولاً چنیناند. در علائم مقارن ظهور آمد که خروج حضرت در کشاکش جنگی بزرگ و خونریزی شدید و قتالی عظیم و فتنههای بسیار و ناامنیهای فوقالعاده و مرضهای ناگوار و بلایای بیشماری است که در تمامی جهان وجود داشته و مرکز آن در خاورمیانه است. در این میان، حضرت که ظهور میفرمایند، خود نیز در صفی مستقل با یاران صدیقشان در برابر مخالفان، معاندان و منافقان میایستند و با آنها به قتال میپردازند. واضح است که در چنین شرایطی، مشکلات، مصائب و سختیهای فراوان متوجه حضرت و اصحاب او شده و شداید مضاعف خواهد گشت. روایات ذیل این سختیها را با بیان گوناگون گزارش کردهاند. ۱٫ ابوبصیر از امام صادق(ع) نقل کرده که فرمود: این چه شتابی است که مردم در خصوص قیام حضرت قائم میکنند! پس به خدا سوگند که لباس او نیست مگر کلفت و ضخیم و خوراکش نیست مگر درشت و نیست او مگر [با] شمشیر و مرگ زیر سایة شمشیر».۱۴
این روایت به خوبی شداید و سختیهای زمان ظهور حضرت را با لحن خاصی مطرح کرده و با اظهار تعجب از شتاب و عجلة مردم برای ظهور حضرت، حکایت از این میکند که هر کسی تاب و تحمل این مشکلات را ندارد و تنها کسانی که از راحتطلبی و عاقبتخواهی به دورند میتوانند همراه و یار وفادار حضرت باشند. ۲٫ مفضل بن عمر میگوید: از امام صادق(ع) شنیدم که احوال حضرت قائم(ع) را ذکر میکرد، پس به حضرت گفتم: من امیدوارم که امر [حضرت مهدی(ع)] در آسانی باشد. امام(ع) فرمود: «چنین نیست تا جایی که خون و عرق را مسح میکنید».۱۵
۳٫ معمر بن خلاد روایت کرده که در خدمت امام رضا(ع) سخن از حضرت قائم(ع) شد. امام فرمود: «امنیت و آرامش شما در این ایام و امروز بیشتر است از امنیتتان در آن روز». جمع حاضر گفتند: این چگونه است؟ امام فرمود: «اگر قائم ما قیام و خروج نماید، نمیباشد مگر شدتها و جاری شدن خونها و خواب بر روی زینها و لباس حضرت قائم(ع) نیست مگر کلفت و طعامش نیست مگر درشت».۱۶
تعبیر «خواب بر روی زینها» حکایتگر این حقیقت است که به قدری جنگ و قتال و برخورد زیاد است که مبارزان دائم بر روی اسب بوده و گویا فرصت پایین آمدن و استراحت کردن روی زمین را ندارند.
به هر روی، وجود امام و حضور او، در زمان شداید و همراهی با سختیهاست، از این رو عافیتطلبان مشکلات را برنتابیده، از حضرت روی برگردانده و بدتر با او مقابله میکنند. حقیقت آن است که اگر بقیة ائمه(ع) نیز مجال حکومت مییافتند، به دلیل دشواریهایی که بر سر راهشان قرار داشت و مخالفتهایی که از سوی دشمنان میشد و ستیزهجوییهایی که از ناحیة ستمگران به وجود میآمد، همیاری و همدلی و همکاری بسیاری از مدعیان محبت به اهل بیت کمرنگ میشد و چه بسا به مخالفت میکشید. روایت ذیل در این زمینه قابل تدبر است:
عمرو بن شمر میگوید، در خانة امام صادق(ع) بودم و خانه مملو از جمعیت بود. پس مردم از حضرت سؤال میکردند و او به همة آنها پاسخ میداد. پس [در این حال] من از یک سمت خانه گریه کردم، پس امام فرمود: «یا عمرو! چه چیزی تو را میگریاند؟» گفتم: فدایت شوم چگونه نگریم و حال آنکه در میان این امت مانند تو هست که درها به رویت بسته و پردة انکار بر تو افکنده شده است؟! پس امام فرمود: «یا عمرو، گریه مکن، [زیرا هماکنون که ما بر مسند خلافت و حکومت نیستیم] چیزهای لذیذ میخوریم و لباسهای نرم میپوشیم [ولی] اگر آنچه که تو میگویی میشد [یعنی خلافت و حکومت در دست ما بود] نمیشد مگر خوردن چیزهای درشت (و سفت) و پوشیدن لباسهای خشن مانند امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(ع) [که به دلیل حاکمیتش او و یارانش چه سختیها و شدایدی را تحمل کردند] و اگر اینگونه نباشد [و ما به وظیفة اصلی خویش در زمان تصدی حکومت عمل ننماییم باید در میان زنجیرهای آتشین جهنّم آنها را علاج بکنیم».۱۷
۴٫ گناه و نافرمانی
یکی دیگر از علل روگردانی در عصر ظهور، معصیت و گناه است. فرد خطاکار و نافرمان از اوامر و نواهی الهی، نتیجة عمل ناپسند و زشت خود را خواهد دید و یکی از مواقع این مسئله هنگام خروج و قیام حضرت خواهد بود. انسانی که مدام گناه میکند و توبه را پیشة خود نمیسازد، فردی که غرق در حرامها و نبایدها است و فکری به حال خویش نمیکند، چوب این تخطّیها را خواهد خورد و در زمان ظهور حضرت ولیعصر(ع) گناهان او را به جایی میکشاند که نه تنها از حضرت رو برمیگرداند بلکه در صف مخالفان او نیز قرار میگیرد. از همین روست که ائمه(ع) با لحنهای گوناگون توصیه میکنند که یاران مهدی(ع) و دوستداران و محبان وی باید متقی و پارسا باشند.۱۸باید از خداوند متعال و نبی اکرم(ص) و اهل بیت(ع) با تضرع خواست که ما در زمرة اعراض کنندگان و رویگردانان از حضرت مهدی(ع) نباشیم که جز خسران دنیوی و اخروی نتیجهای دیگر نخواهد داشت.
آیتالله محمّد شجاعی
بداء
خرداد ۲م, ۱۳۸۸
پاسخ این پرسش را به قلم مرجع و استاد بزرگوار حضرت آیتالله العظمی سبحانی تقدیم خوانندگان گرامی موعود میکنیم.
«بداء» از عقاید اسلامی است که همة مسلمانان جهان بدان عقیدة راسخ دارند، به شرط آنکه درست تفسیر شود. برخی از آنان از به کار بردن لفظ بداء خودداری میکنند، وحشت آنان از به کار بردن لفظ بداء ضرری به محتوا نمیزند، زیرا مقصود واقعیت بداء است نه اسم آن. حقیقت بداء بر دو اصل استوار است:
الف ـ خداوند دارای قدرت و سلطة مطلق بر جهان هستی است و هر زمان بخواهد میتواند تقدیری را جایگزین تقدیر دیگر سازد، در حالی که بر هر دو تقدیر، علم پیشین داشته و هیچگونه تغییری نیز در علم وی راه نخواهد یافت، زیرا تقدیر نخست چنان نیست که قدرت خدا را محدود ساخته و توانایی دگرگون کردن آن را از او سلب کند، خداوند متعال بر خلاف عقیده یهود که میگفتند: «یدالله مغلولة؛ دست خدا بسته است»، قدرت گستردهای دارد و به تعبیر قرآن دست او باز است: «بل یداه مبسوطتان».۱
ب ـ اعمال قدرت از سوی خداوند و اقدام وی به جایگزین کردن تقدیری به جای تقدیر دیگر، بدون حکمت و مصلحت انجام نمیگیرد و انجام این کار در گرو اعمال خود انسان است که از طریق اختیار و برگزیدن زندگی شایسته یا ناشایسته، زمینة دگرگونی سرنوشت خویش را فراهم میسازد.
فرض کنیم انسانی، حقوق والدین و بستگان خود را مراعات نمیکند. طبعاً این عمل ناشایست، در سرنوشت او تأثیر ناخوشایندی خواهد داشت. حال اگر در نیمة زندگی از کردة خود نادم گشته و از آن پس به وظایف خود در این باره اهتمام ورزد، در این صورت زمینه دگرگونی سرنوشت خود را فراهم کرده و مشمول آیه «یمحوا الله ما یشاء و یثبت» خواهد شد. این مطلب در عکس قضیه نیز حاکم است.
آیات و روایات در این مورد بسیار است که برخی را یادآور میشویم:
۱٫ إن الله لا یغیّر ما بقومٍ حتی یغیّروا ما بأنفسهم؛۲ خدا وضع هیچ قومی را (از آسایش به سختی) دگرگون نمیسازد مگر اینکه آنان خود وضع خویش را دگرگون سازند.
۲٫ و لو أنّ أهل القری آمنوا واتّقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء و الأرض و لکن کذّبوا فأخذناهم بما کانوا یکسبون؛۳ اگر ساکنان آبادیها ایمان آورده، پرهیزکار میشدند ما برکات آسمان و زمین را به روی آنان میگشودیم، ولی (چه سود؟ که) آنان دین خدا را تکذیب کردند و ما هم آنان را به کیفر اعمالشان عذاب کردیم.
۳٫ سیوطی در تفسیر خود آورده است که: امیرالمؤمنین علی(ع) از پیامبر(ص) درباره تفسیر آیه «یمحوا الله ما یشاء» سؤال کرد، پیامبر(ص) در پاسخ چنین فرمود: «من دیدگان تو و امت را با تفسیر این آیه روشن میکنم: صدقه در راه خدا، نیکی به پدر و مادر، و انجام کارهای نیک، بدبختی را به خوشبختی دگرگون ساخته، مایة افزایش عمر میگردد و از مرگهای بد جلوگیری میکند».۴
۴٫ امام محمدباقر(ع) میفرماید: «صله رحم، اعمال را پاکیزه و اموال را با برکت میسازد، همچنین بلا را دفع، و حساب را آسان میگرداند و اجل (معلّق) را به تأخیر میاندازد».۵
با توجه به این دو اصل، روشن میشود که اعتقاد به بداء یک عقیدة مسلّم اسلامی است ـ صرفنظر از تعبیر و اصطلاح خاص بداء ـ و تمامی مذاهب و فرق اسلامی به مفهوم آن اعتقاد دارند.
بنابراین حقیقت بداء جز این نیست که قسمتی از سرنوشتهای انسان قطعی نیست، بلکه معلّق میباشد و او میتواند با اعمال خود، آن را دگرگون سازد، خواه نیک و خواه بد.
ممکن است این پرسش پیش آید که چرا در بیان این اصل، از جمله «بدأ الله» بهره گرفته میشود؟ در این مورد دو مطلب را یادآور میشویم:
۱٫ این نوع کاربرد واژگان، از باب مشاکله و سخن گفتن
به لسان قوم است. در عرف معمول است که وقتی فردی تصمیمش تغییر میکند، میگوید: «بدا لی؛ برای من بداء رخ داد». پیشوایان دین نیز از باب تکلم به لسان قوم و تفهیم مطلب به مخاطبان، این تعبیر را درباره خدای متعال به کار بردهاند.
در همین زمینه لازم به یادآوری است که در قرآن، کراراً به ذات اقدس الهی، صفاتی چون مکر،۶ کید،۷ خدعه۸ و نسیان۹ نسبت داده شده است، در حالی که مسلماً ساحت الهی از ارتکاب این گونه امور (به مفهوم و شکل رایج آنها در میان انسانها) منزه است.
با توجه به عدم دگرگونی در علم خدا، محققان شیعه دربارة استعمال لفظ بداء، تحقیقات مفصلی دارند که مجال ذکر آنها در این مختصر نیست و جویندگان را به کتب یاد شده در ذیل مطلب ارجاع میدهیم.۱۰
۲٫ آنان در به کار بردن این واژه از پیامبر گرامی(ص) پیروی میکنند، زیرا خود آن حضرت، واژه «بدأ الله» را در مورد سه نفر که مبتلا به بیماری پیسی، کچلی و کوری بودند. به کار برده است.
از رسول خدا(ص) شنیدم که سه نفر از بنیاسرائیل پیس، کچل و کور بودند، برای خداوند بداء پیش آمد که آنها را بیازماید…»۱۱
حدیث این است که، خداوند فرشتهای را به صورت انسان فرستاد تا از هر سه نفر دلجویی کند و خواستة آنها را بپرسد. پیس گفت: رنگ و پوست زیبا میخواهم، فرشته بر او دست کشید و به خواستهاش رسید. کچل گفت: موی زیبا میخواهم، فرشته او را به خواستهاش رسانید. نابینا گفت: چشم بینا میخواهم، فرشته نیز با دست کشیدن بر دیدگان او نور چشمانش را باز گرداند. فرشته علاوه بر این خواستهها، به پیس، ده شتر و به کچل، گاو ماده و به کور، گوسفندان بارور داد.
همه این سه نفر، ثروت فراوانی از این راه به دست آوردند.
پس از مدتی همان فرشته به سراغ «پیس» رفت و خود را به صورت فردی فقیر معرفی کرد تا مبلغی بگیرد، ولی او از کمک خودداری کرد! کچل نیز چنین کرد! ولی کور، به خاطر نعمتی که خدا به او داده بود، به او کمک کرد. در این هنگام برای خدا بداء رخ داد که دو نفر اوّل را به همان حالت نخست بازگرداند.
مسلماً خداوند، از همه چیز و از همة شرایط آگاه است و از اوضاع و احوال این سه نفر نیز آگاهی داشت و چیزی بر او مخفی نبود که بعداً آشکار شود. او میدانست که دو نفر اوّل کفران نعمت خواهند کرد، در حالی که سومی شکر آن را بهجا خواهد آورد. با این حال رسول خدا(ص) همان اصطلاح متعارف در میان مردم، یعنی کلمه «بدأ لله» را به کار برد.
ماهنامه موعود شماره ۹۸
پینوشتها:
٭ برگرفته از: افق حوزه، ش ۱۴۱٫
۱٫ سورة مائده (۵)، آیة ۶۴٫
۲٫ سورة رعد (۱۳)، آیة ۱۱٫
۳٫ سورة اعراف (۷)، آیة ۹۶٫
۴٫ درالمنثور، ج ۳، ص ۶۶٫
۵٫ کافی، ج ۲، ص ۴۷۰٫
۶٫ سورة نمل (۲۷)، آیة ۵۰٫
۷٫ سورة طارق (۸۶)، آیات ۱۵ـ۱۶٫
۸٫ سورة نساء (۴)، آیة ۱۴۲٫
۹٫ سورة توبه (۹)، آیة ۶۷٫
۱۰٫ شیخ صدوق، کتاب توحید، صص ۲۳۲ ـ ۲۳۶، شیخ مفید، تصحیح الاعتقاد، ص ۲۴، عدة الاصول، ج ۲، ص ۲۹، کتاب الغیبة، صص ۲۶۲ ـ ۲۶۴، طبع نجف.
۱۱٫ بخاری، ج ۴، ص ۱۷۲، کتاب انبیا، حدیث ابرص و اقرع و اعمی.

مهدویت و فرقه ها
خرداد ۲م, ۱۳۸۸
مورخان بهائی دربارة شورشهای ضدّبهائی فراوان سخن میگویند و میکوشند چهرهای بسیار مظلوم از سرگذشت این فرقه در ایران ترسیم کنند. رهبری بهائیت و عناصر مشکوکی در میان جبهه مخالف بهائیان به عمد و با اهداف معین تبلیغی و سیاسی به ایجاد مهمترین و جنجالیترین آشوبهای خونین ضدّ بهائی، معروف به «بهائی کشی» دست زدهاند.
دکتر فردید، از دورة تاریک آخرالزّمان به «دورة قارعه» یاد میکرد و البته این تعبیر از قرآن کریم و آیة «القارعة ما القارعة» گرفته شده است. ایشان، واژة قارعه را به لحاظ لفظی و معنایی، مترادف با تاریکی آخرالزمان موجود در سانسکریت و نیز دین زرتشت میدانست. از این جهت، هر چه به ظهور نزدیکتر شویم، به پایان غرب نزدیکتر شدهایم. البته باید توجه داشت که این سخن، شعار سیاسی نیست
ایت الله بهجت
خرداد ۲م, ۱۳۸۸
پدر آیت الله بهجت در سن ۱۶-۱۷ سالگی بر اثر بیماری وبا در بستر بیماری می افتد و حالش بد می شود به گونه ای که امید زنده ماندن او از بین می رود وی می گفت: در آن حال ناگهان صدایی شنیدم که گفت:« با ایشان کاری نداشته باشید، زیرا ایشان پدر محمد تقی است. »
Hello world!
اردیبهشت ۲۰م, ۱۳۸۸
به مهدی بلاگ خوش آمدید! این اولین پست وبلاگ شماست، از هم اکنون وبلاگ نویسی را شروع کنید.